تبليغاتX
دختری از جنس خزون
مرا اي همه خوبي همه هستي همه عشق در غريبانه ترين كنج دلت پيدا كن بي تو ديگر به كسي دل ندهم باور كن .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:27  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

 

     آنان که علی را چو خدا پندارند کفرش به کنار عجب خدایی دارند

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 0:27  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 


+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 22:28  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

دلم تنگه برا ابری
که دلش پر گریه است
دلم تنگه برا آب، بارون
تو رو خدا بذارین بارون بیاد
بذارین این چشما
خیس از دعای مادر بشه

با معرفتا با شمام
محض رضای عشق،
دیگه آفتابو جیره بندی نکنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:39  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:30  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 


یلداتون مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 20:8  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

ای مهربانترین !

بیا هر وقت در برابر گامهایمان سنگ های سیاه نا امیدی را دیدیم آنها را کنار بزنیم و گامها را محکمتر برداریم....

بیا هر وقت قناری کلاممان از یاءس سخنی به میان آورد....

               هزار بار جریمه اش کنیم که بگوید:

آنسوی دیار ناامیدی دروازه ای به دیار امیدواری.....

بیا هر وقت گلهای کاغذی در گلدان دستهایمان قد علم کردند..آنها را کنار بزنیم و به جایشان یاس بکاریم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 20:27  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:44  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو

به اين كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي توبه اين بزرگي رو گاهي فراموش

ميكنم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 20:15  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

این شبهارحمت دوست جاریست

مثل رود یا شاید بارون

اگه دلتون لرزید بغضتون بارید

 کسی اینجا محتاج دعاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:56  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

هر کجا دیدی که جانت تیره شد

                     نفس بر روح وروانت چیره شد

                                           بند غفلت دست و پایت را گرفت

                                                                 معصیت تاب و توانت را گرفت

                                                                  نام زیبای علی مشکل گشاست

                                      چون علی داری دگرمشکل کجاست

                      یا علی گو بند ها را پاره کن

 چاره ای بر این دل بیچاره کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:2  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
اگر یادتان بود

و باران گرفت...

دعایی به حال بیابان کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 3:4  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
 

شب قدرتان پر از قدر که کسی قدر شب قدر را می داند که قدر قدر خویش را بداند

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:10  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت گم شدن در گرمی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق

 رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

می توان هر لحظه هر جا عاشق و دل داده بودن

پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن

هر گز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم

یا حتی از تو با خودم یه لحظه صحبت بکنم

هرگزنخواستم که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 19:58  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

فراموش نکن که خدا ...

رشته ی اتصال رو به باریکی یک مو می رسونه ...

اما ...

هیچ وقت پاره اش نمی کنه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 12:32  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

هستی آن نیست که هر لحظه کنارت باشد

 

هستی آن است که هر لحظه به یادت باشد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 11:49  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
 

کاش .....

                                     وکبوتران گریه ی مرا نمی دیدند

کاش کسی صدای شکستن دل مرا نمی شنید

و یا کاش کسی دل مرا نمی شکست

کاش .......

                     تا شاید تا شاید دیگر کسی از من دلگیر نمی شد

یا من دیگر کسی را رنج نمی دادم

و کسی دیگر مرا نمی دید

و مرا لمس نمی کرد

کاش........

چون بودنم مثل نبودنم است

خنده ام مثل گریه ام است

کاش .....

***********

هر چند میدانم مردنم هم باعث آزار است

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 21:12  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

خدايا چرا بعضي ها فكر مي كنن فقط خودشون ادمن؟!

خدايا چرا بعضي ها فكر مي كنن هر چي اونا مي گن درسته؟!

خدايا چرا بعضي ها فكر مي كنن هيچكس غرور نداره به جز خودشون؟!

خدايا چرا بعضي ها فكر مي كنن همه غلام حلقه به گوشن و اونا شاهزادهي قصه ها؟!

خدايا چرا...؟!

خدايا مگه نگفتي همه از يك گل به وجود اومدن؟مگه نگفتي سرشتمون يكيه؟!

پس چرا...؟!

خدايا جاي حقی صدامو مي شنوي؟!

خدايا چرا بعضي هامعني محبت رو نمي فهمند؟!

خدايا چرا بعضي ها با غرور پوشالي و بيجا شون ديگرانو نابود مي كنن؟!

خداياچرا بعضي ها خيانت مي كنن و به روشونم نمي يارن؟!

خداياچرا بعضي ها از خورد شدن ادما لذت مي برن؟!

خدايا گوش مي كني دارم شكايت ميكنم!

خدايا اخه چرابعضي ها اگه بهشون محبت مي كني فكر ميكنن وظيفه بوده؟!

خداياچرا بعضي ها  اشتباهات ديگرانو مثل پتك ميكوبن تو سر طرف اما برا خودشونو...؟!

خداياچرا بعضي ها جاي قلب سنگ تو سينشونه؟!

خداياچرا بعضي ها عشقو با هوس عوض مي كنن؟!

خداياچرا بعضي ها راه به راه زخم زبون ميزنن؟!

خداياچرا بعضي ها قسم دروغ مي خورنوككشونم نميگزه؟!

خدايا مگه اونا تو رو باور ندارن؟! چرا از تو خجالت نمي كشن؟!

خداياچرا بعضي ها...؟!

خدايا چي بگم كه خودت شاهدي.

خدايا كمكمون كن جزء اين بعضي ها نباشيم.

خدايا اميد چشماي گريون همه ي ما تويي نا اميدمون نكن.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 19:12  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 

عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر يعني انتظار عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر

و مرا مي فهمي من تو را مي خواهم وهمين ساده ترين قصه ي يك انسان است... تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد دردل من مي ماني
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 10:14  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
شتابان و گریان با ناله و اندوه در پی اویم ؛ولی افسوس

 نمی دانم به کجا به کدام صحرا به کدام دیار از کدامین سو از پی او روم نمی دانم ؛

 فقط می دانم که باید بروم , تا او را بیابم  ...

 

 آه خدای من چقدر رنجور و خسته ام ... ولی نه...!

 من با تمام خستگی  می روم تا او را  بیابم .

ولی نمی دانم کجا در پی او روم ... دیگر نمی دانم چه باید کرد تا به او رسید .

 خداوندا !

چراغ راهی برای من قرار ده تا بیابم نشانی از او ...

 و من همچنان در انتظار ...  

 دست به دعا بر می دارم ...


+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 15:6  توسط از طرف کسی که دوست داره امید داشته باشه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یه نفر....

یه جایی....

یه وقتی....

تموم رویاش لبخند تو بود...

يه جايي ...

يه وقتي...

با يه لبخند يادش كن..

نوشته های پیشین
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان